دکتر سارا کشکر

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

جالب و خواندنی

رد یا پذیرش مقالات علمی و اثر آن بر مؤلفان و محققان

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 5
بدخوب 

 

 

رد یا پذیرش مقالات علمی و اثر آن بر مؤلفان و محققان

نوشتن یک مقاله در واقع آخرین مرحله از یک فعالیت پژوهشی دشوار است. محققان مدتها تلاش می کنند تا پژوهشی انجام دهند و ساعتها وقت صرف  می کنند تا نتیجه تحقیقات خود را به صورت مقاله در آورده و به جامعه منتقل کنند. حال بگذریم از این موضوع که آماده سازی مقاله متناسب با فرمت نشریات خود ماجرایی دیگر است که مدتها وقت گرانبهای محقق را به خود اختصاص می دهد. حال این سؤال مطرح می شود: آیا داوران حق دارند مقاله ای را برای چاپ، رد یا پذیرش کنند؟

جواب این است که برای پذیرش یا رد یک مقاله داوران مسلما حق دارند به شرطی که شرایط زیر فراهم باشد، در غیر اینصورت مسلما داوران حق رد یا پذیرش مقاله را ندارند. شرایط به این شرح است:

1. داور انتخابی باید در حوزه تحقیقی مقاله دارای تخصص و تجربه باشد. اگر علم کافی در زمینه پژوهش مورد نظر را ندارد پس : حق پذیرش داوری مقاله مورد نظر را نخواهد داشت و باید از داوری مقاله امتناع کند.

2. داور خود باید به دانش کافی در زمینه نگارش مقاله و متدولوژی تحقیق مجهز باشد. در غیر اینصورت حق پذیرش داوری مقالات را ندارد.

3. داور باید حوصله و علاقه برای صرف وقت جهت مطالعه و بررسی دقیق مقاله داشته باشد، در غیر اینصورت حق داوری مقاله را ندارد.

4. داور لازم است علت رد مقاله را با دلایل روشن و منطقی توضیح دهد و اجازه دخالت احساسات شخصی خود را در داوری مقاله ندارد.

اتفاقی که برای دانشجوی با استعداد من رخ داد

دیروز مقاله یکی از بهترین دانشجویان بنده که در حال حاضر در دوره دکتری مشغول تحصیل است در یکی از نشریات علمی-پژوهشی رد شد. علت رد مقاله این دوست عزیز اینطور مطرح شده بود:

مطالعه عواملی که اثر آن ها در پژوهش های پیشین(که در فهرست منابع مقاله شما هم بخشی از آن ها دیده می شود) به اثبات رسیده است غیر ضروری است. مگر صنعت ورزش چه تفاوت ماهوی با سایر صنایع دارد که یک تحقیق جداگانه نیاز داشته باشد؟ به نظر می رسد در صورتی که نقش عوامل آمیخته بازاریابی مقایسه شود یا تفاوت صنعت ورزش با سایر صنایع در یک پژوهش جداگانه ثابت شود آنگاه می توان با استناد به آن تفاوت ها نسبت به انجام تحقیق حاضر اقدام کرد .

 

واقعا شما خوانندگان عزیز از این دلیل ذکر شده برای رد مقاله این دانشجو چه استنباطی دارید؟ به نظر می رسد با قضاوتی که ایشان ارائه کرده اند، اگر شما عزیزان تمایل به انجام تحقیق در هر زمینه ای نظیر هوش هیجانی، سبک مدیریت، اضطراب قبل از عملکرد، سبک تصمیم گیری ، .... داشته باشید، اول باید بروید یک تحقیق انجام دهید که معلوم شود ورزش متفاوت از سایر سازمانهاست و بعد اگر فرق داشت شروع به تحقیق کنید !!!!! علاوه بر این موضوع کاش داور محترم به منابع علمی موجود در حوزه مربوطه مراجعه می کرد تا به این راحتی قضاوتی غلط ارائه نکند.

و اما واکنش دانشجوی عزیز من در این خصوص این بود: متاسفانه سوگیری ها و عدم اطلاع و علم ناکافی اساتید و همکاران ما در این زمینه و عدم بروز رسانی دانسته های خود، بلایی بر جان محققین و دانشجوها انداخته است. نوعا این اساتید داور از همان گروهی هستند که صرفا به موضوعاتی که در ابتدای مقالات و پژوهش ها علاقمند به وجود کلمه رابطه یا مقایسه بوده و چیز دیگری را نمی پسندند. به قدری پژوهش های تکراری را سر لوحه ی کار خود قرار داده اند، که حال بنده به عنوان یک پژوهشگر، دانشجو و مدرس از خودم به هم می خورد و گاها بر خودم ناسزا می گویم که چرا به دانشگاه آمدم. چرا ادامه تحصیل دادم. نمی دانم چه کنیم با این وانفسا. ....

مسلما این واکنش کسی است که زحمت بسیار او فقط با یک قضاوت و داوری نامناسب ضایع شده است و بروز این واکنش کاملا منطقی و طبیعی است. اما توصیه من به شما دوستان جوان و علاقمندم به امر پژوهش این است که:

· همیشه در انجام تحقیقات ثابت قدم و محکم باشید

· مقاله ای که رد شد اگر دلیل منطقی داشت باید بپذیرید و اشتباهات را اصلاح کنید و اگر نه برای چاپ مقاله اتان به نشریه دیگری مراجعه کنید

· در امر تحقیق اخلاق مدار باشید و در کنار آن صبور و مصمم برای ادامه راه

· نا امید نشوید و تا زمان بسته شدن تمام درها برای چاپ مقاله اتان تلاش کنید و در نهایت اگر نشد، تحقیق خود را بسط و توسعه دهید.

موفق باشید

 

نظرات   

 
0 #13 ابوالفضل ۱۳۹۳-۰۳-۱۹ ۱۷:۳۴
با سلام
حالا که فرصت درد دل شده در این خصوص لازم دیدم یک خاطره هم من تعریف کنم
1- مقاله ای را به یکی از نشریاتن ارسال کردم و پس از 8 الی 9 ماه انتظار داور محترم عنوان کردند که به دلیل اینکه ااین مقاله عینا در فلان نشریه به چاپ رسیده است رد شده است. بنده همان مقاله را برای همان نشریه مورد نطر ارسال کردم و پس از مدتی مقاله چاپ شد و این یعنی این استاد بزرگوار حتی عنوان مقاله را هم به درستی نخوانده بودند چه رسد به اینکه داوری فرمایند.
نقل قول
 
 
0 #12 ماهور ۱۳۹۳-۰۲-۲۱ ۱۰:۰۳
با سلام
متاسفانه چيزي كه مدتهاست در حوزه علم به چشم ميخورد عدم توجه به تخصص گرايي است !هيچ كس سر جاش نيست!
من هم سرخورده شده ام !علت:قبل از عيد يك همايش بين المللي در استان بوشهر برگزار شد مقاله من كه كاملا هم مرتبط وبه همراه تحقيق ميداني بود پذيرفته نشد بعد از كلي پرس و جو هاي غير رسمي ميدونيد به چه نتيجه تلخي رسيدم؟داور محترم هيچ ارتباطي به مقاله من نداشتند ايشان دكتري تاريخ داشتند!!!!و مقاله آموزشي مديريتي بنده را داوري كرده بودند!!!بخدا من هم به اندازه دوستمون ناراحت وسرخورده ام و اين سوال را مكرر مي پرسم ...تا كي....؟؟؟!!!

سارا کشکر:
با سلام دوست عزیز از این اتفاقات متأسفانه برای همه ما رخ داده و رخ می ده. من هم احساسی مشابه شما دارم ولی نباید دلسرد بشیم و باید تلاش کنیم مسیر بهتری پیدا کنیم.
موفق باشید
نقل قول
 
 
+1 #11 بهمن عسگری ۱۳۹۲-۱۲-۰۱ ۰۱:۴۸
تمام موارد عنوان شده بر فرض بود! حال فکر می کنید هدف از یک مقاله علمی چیست؟ رعایت نگارش علمی یا رعایت اصول علمی پژوهشی و آماری؟ اگر بخواهید به این موارد توجه کنید همان کلمه اول من و همگی افرادی که اینجا نظر داده اند اشتباه است (سلام یک کلمه عربی است و باید از کلمه درود استفاده کنید)! اما من یک پیشنهاد برای شما دارم؛ بجای اینکه بیایید مقالات ورزشی را مطالعه کنید (به ظاهر تمام مقالات را مطالعه کرده اید که عنوان می کنید 99 درصد ...)، بهتر است مقالات رشته ادبیات را مطالعه فرمایید تا اساتید بزرگوارتان از نصایح شما بهره مند گردند.
موفق باشید
نقل قول
 
 
+1 #10 بهمن عسگری ۱۳۹۲-۱۲-۰۱ ۰۱:۴۷
سلام
دوست عزیز ادبیاتی، بر فرض که تمام فرضیات ذهنی و گفته های شما درست باشد. مگر نه اینکه مقالات حوزه تربیت بدنی دارای مشکل ادبیاتی هستند؛ پس متعاقب آن باید تمام محققان از جمله دانشجویان و اساتید تربیت بدنی هم از توانایی نگارشی پایینی برخوردار باشند. من طرفدار شما هستم و عنوان می کنم که تمام گفته های شما درست است! آیا هیچ فکر نکرده اید که داوران این مقالات هم از همین اساتیدی هستند که دارای توانایی نگارشی پایینی هستند!! پس وقتی که یک چیز اشتباه است، به وسیله کسی که به آن مورد اشتباه واقف نیست، اشتباه تلقی نمی شود، زیرا به آن اشتباه اشراف ندارد! پس یا حرف شما اشتباه است که عنوان می کنید 99 درصد از مقالات ورزشی دارای اشتباهات نگارشی هستند یا اینکه در این مورد سوگیری اتفاق افتاده است.
نقل قول
 
 
+4 #9 مرتضی مطهری ۱۳۹۲-۱۱-۱۷ ۲۲:۴۳
با سلام خدمت خانم دکتر کشکر...
پیشنهاد بنده به جنابعالی این می باشد که نظرات اشخاصی که با غرض ورزی وارد بحث می شوند درج نشود و این بحث ها با اینچنین لحن هایی نیت کسانی که حتی از مطرح کردن اسم خود واهمه دارند بر همگان آشکار می سازد...آقا و یا خانمی که تحصیلات تکمیلی ندارد و حتی واحد سمینار را هم نگذرانده و از مقاله نویسی و اصول آن هم مطمئنا اطلاع کاملی ندارد گویی یا قصد تخریب دارد و یا اینکه طبیعت نخود بودن در ذاتش هست که وارد آش مباحث علمی هم می شود...واقعا جای تاسف دارد که با کسی که با مطرح کردن دغدغه های علمی قصد ایجاد فضای اکادمیک در رسانه ی مجازی دارد این گونه بی رحمانه و به دور از اخلاقیات حمله می شود...
نقل قول
 
 
+4 #8 لیلاسهرابی ۱۳۹۲-۱۱-۱۶ ۲۰:۰۲
جناب لیسانس ادبیات سطحی نگری شما نسبت به این موضوع بسیار جای تاسف دارد ودر ضمن قبل از صحبت در مورد خانم دکتر کشکر حتما رزومه ایشان را مطالعه فرمایید
نقل قول
 
 
+6 #7 محمد نظری ۱۳۹۲-۱۱-۱۶ ۰۱:۳۴
با سلام، آقای ؟ لیسانس ادبیات، به نظرم شما اصلا به محتوای این بحث توجه ندارید و حالا اگر در بحث منطقی کم آورده اید چرا رویه پرخاشگرانه و توهین را پیشه می کنید؟ خانم دکتر اولا در دانشگاه پیام نور نیستند هرچند اگر آنجا هم باشند فرقی در اصل موضوع نمی کند و شما فارغ التحصیل ادبیات بد نیست کمی احترام به نظرات را یاد بگیرید و در اینجا با صحبتهای دور از ادبتان فضای آزاد این سایت را از احترام دور نکنید. ضمنا بد نیست خداقل با شجاعت خودتان را معرفی کنید نه اینکه پشت کلمات دور از احترامتان بدون نام قایم شوید و هرچه دلتان می خواهد در یک سایت ارزشمند بگویید.
نقل قول
 
 
-11 #6 Guest ۱۳۹۲-۱۱-۱۶ ۰۱:۲۲
محضر شما عرض کنم که بنده لیسانس ادبیات فارسی دارم و از بد روزگار شما به من امور بدیهی را یاد آور می شوید(خواندن این کتاب های پیشنهادی و پنداشت کاملاً اشتباه شما از ادبیات محاوره!!!!!).
باید خاطر نشان کنم که 99 درصد از مقالات چاپ شده توسط بسیاری از محققان ورزشی از نظر محتوای پیشکش؛ بلکه از نظر نگارشی فوق العاده ضعیف و ناامید کننده هستند.
در جواب خانم دکتر که به غلط های املایی من اشاره کرده است، باید عرض کنم که غلط های من تایپی است نه دستوری.
به محتوای پیام شما نیز اگر بپردازم، این نکته در ذهنم متبلور می شود که کسی که آن چنان با قاطعیت از موضع حق سخن می گوید، نباید انتظار رد مطالبش را نداشته باشد.
به نظرم شما گویا خواسته اید که پارادایم های حاکم بر تحقیقات ورزشی را جابه جا کنید که با کشیکان و صاحب قلمان مخالف رو به رو شدید و روزگاری شبیه به گالیه پیدا کرده اید.
فقط محض رضای خدا اینقدر با قاطعیت و از موضع حق سخن نگویید که کسانی که شما را نشناسند فکر می کنند که به جای دانشگاه پیام نور واحد....... در دانشگاه اوهایو تحصیل می کنید.
نقل قول
 
 
+11 #5 سارا کشکر ۱۳۹۲-۱۱-۱۵ ۲۰:۴۱
دوستان عزیز با سلام، ظاهرا به جای پرداختن به موضوع اصلی تمایل به پرداختن به حاشیه ها دارید. شما دوست عزیزی که به جای محور اصلی موضوع به دنبال اشتباه های املایی محققی هستید که حقش ضایع شده، اگر قصد بر این باشد که ما به تصحیح املای لغات به جای اصل و محور بپردازیم، آن وقت من هم مجبور می شوم اشتباه های املایی شما را در همین چند جمله برایتان مشخص کنم اشتباه هایی نظیر: علل به جای علت، داعیه به جای دایه، به طور دقیق به جای دقیقا، و مهمتر از همه عدم معرفی خودتان برای ارائه راهکار. آیا به نظر شما این شکل برخورد با مشکل یک محقق روش درستی است؟ آیا بنده با ذکر غلطهای املایی شما کمکی به موضوع کردم؟ بطور قطع و یقین، نه! پس سعی کنیم به جای حاشیه پردازی مسئله را بررسی کنیم تا نمک بر زخم دانشجویی که برای من شکایت خود را نوشته و طلب یاری کرده و من نیز برای همفکری و اطلاع رسانی مطلب ایشان را روی سایت می گذارم تا تحلیل علمی و مدیریتی شود، بیش از این مورد انتقاد غیرمنصفانه قرار نگیرد. ضمن اینکه اگر نظر داور مقاله را بررسی کرده باشید، متوجه می شوید که ایشان با شما اصلا هم عقیده نیستند و اصولا اشکالات ایشان به مقاله مربوط به محتوای آن است و نه مربوط به غلطهای املایی !موفق باشید.
نقل قول
 
 
-8 #4 Guest ۱۳۹۲-۱۱-۱۵ ۱۴:۱۰
با سلام مجدد خدمت دوست گرامی.
بازهم نظری که حضرتعالی ایراد فرموده اید کل زبان و ادب فارسی را به چالش و ورطه نابودی کشانده است. گویا حضتعالی ادبیات فارسی را به همان چند واحدی را که در دانشگاه اخذ کرده اید، محدود می کنید. بخش عظیمی از ادبیات ما و ادبیات جهان را ادبیات عامیانه و فولکلور تشکیل می دهد. ویلیام تامز فولکلور را به گونه ای نظم علمی می دانست که موضوع آن بحث درباره دانش عامیانه و آداب و رسوم سننتی است . از نمونه های فاخر کتب عامیانه زبان فارسی می توان به امیرارسلان، ملک بهمن، بدیع الملک، نوش آفرین، گوهرتاج و هزار و یکشب، ابومسلم نامه، تیمورنامه، اسکندرنامه، قصه امیرالمومنین حمزه (رموز حمزه )، مختارنامه و ... . پس باز هم توصیه می کنم راجع به موضوعی که تسلط ندارید، بحث نکنید و حداقل یکی از کتب فوق را مطالعه کنید تا بدانید ادبیات محاوره چیست و چند صد بار از واژه هایی مانند گاهاً و ... استفاده شده است.
موفق باشید.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی