دکتر سارا کشکر

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

جالب و خواندنی

تجمیع یا تفکیک در علوم ورزشی؟

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 11
بدخوب 

 

تجمیع یا تفکیک در علوم ورزشی؟

مدتی است که برخی همکاران نظر مرا در خصوص طرح سامان دهی رشته های علوم ورزشی جویا می شوند و علت این امر نیز عضویت بنده در کمیته ای بود که به منظور بررسی و برنامه ریزی گرایشهای رشته مدیریت ورزش تشکیل شده بود. در اینجا سعی می کنم ضمن ارائه نظرات خودم، مراحل انجام کار در کمیته فوق الذکر را برای بررسی و اصلاح محتوای رشته مدیریت ورزشی و گرایشهای آن عنوان کنم. اما قبل از آن به ارائه مقدمه ای جهت ورود به بحث می پردازم.

تخصص چیست؟

فرهنگ لغت عمید، متخصص را کسی می داند‌ که ‌در کاری ‌بخصوص‌ مهارت ‌و بصیرت ‌دارد یا شخصی که در شغلی یا فنی تخصص دارد، تعریف کرده و معنای تخصص را خاص‌گردیدن، به چیزی‌مخصوص‌شدن، ویژه‌کردن و مهارت می‌داند. فرهنگ لغت آکسفورد متخصص (Expert) را فردی بسیار مطلع یا ماهر در یک حوزه خاص تعریف می‌کند و تخصص (Proficiency) را درجه بالایی از شایستگی و مهارت می‌داند.فرهنگ وبستر هم متخصص را داشتن، دارابودن و ابراز کردن مهارت یا دانشی خاص که حاصل از آموزش یا تجربه باشد، تعریف می‌کند و تخصص را پیشرفت در دانش و یا مهارت می‌خواند.

برای اینکه فردی متخصص شود، نیاز به تحصیلات رسمی و دانشگاهی است تا به عنوان فردی خبره وارد جامعه شود و سپس با کسب تجربه عملی و حمایت های قانونی بتوان از تخصص او در جامعه بهره برداری کرد.

حیطه های علوم ورزشی

علوم ورزشی در ایران به شاخه های فیزیولوژی، آسیب شناسی و حرکات اصلاحی، مدیریت ورزشی، رفتار حرکتی، بیومکانیک ورزشی تقسیم می شود(https://prog.msrt.ir/fa/grid/113/) و در این میان رشته هایی همچون روانشناسی ورزشی، طب ورزشی، مهندسی ورزشی و جامعه شناسی ورزشی همچنان خارج از چتر پوشش علوم ورزشی هستند. اما در بسیاری از کشورها تقسیمات و شاخه های علوم ورزشی متفاوت از ایران است. مانند مدرسه ورزش یا همان دانشگاه ورزش کلن یعنی Koln Sport Schule که تقسیمات علوم ورزشی در آن در سطوح مختلف تحصیل متفاوت است مثلا در سطح کارشناسی ارشد این دانشگاه دارای رشته های زیر است:

ورزش و حرکت در دوران سالمندی، تحقیقات ورزش، رسانه و ارتباطات، علم تمرین و مربیگری، توانبخشی، پیشگیری و مدیریت بهداشت و سلامت، توسعه و سیاستهای بین المللی در ورزش، مدیریت گردشگری و تفریحات ورزشی، مدیریت ورزشی، فناوریهای انسانی در ورزش و پزشکی، روانشناسی در ورزش و تمرین، تربیت بدنی.( برای اطلاعات بیشتر به سایت دانشگاه به آدرس زیرمراجعه کنید: https://www.dshs-koeln.de/english/). یا در دانشگاه کنت انگلیس(https://www.kent.ac.uk/sportsciences/postgraduate/) و سایر دانشگاه های جهان تقسیماتی که برای علوم ورزشی در سطوح مختلف تحصیل تعیین شده است با تقسیمات این رشته در ایران و نیز با بسیاری از کشورها متفاوت است. این امر به آن معناست که تقسیمات علوم ورزشی بر اساس سیاستگذاری های دانشگاه های مختلف صورت می گیرد و الگوی یکسانی برای آن در سطح جهان وجود ندارد.

تعیین گرایش های رشته های ورزشی

هر یک از رشته های مختلف علوم ورزشی در ایران در سالهای اخیر به شاخه های مختلفی تقسیم گردید و در واقع هریک از رشته ها گرایش بندی شد و مثلا در رشته مدیریت ورزشی در سطح کارشناسی ارشد گرایشهایی شامل مدیریت اماکن و تأسیسات ورزشی، مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی،مدیریت بازاریابی در ورزش، مدیریت راهبردی در سازمان های ورزشی، مدیریت رسانه های ورزشی، مدیریت رویدادهای ورزشی به وجود آمد و این گرایش بندی در سایر مقاطع تحصیلی نیز اعمال شد.

گرایش بندی و تخصصی شدن رشته

شاید گرایش بندی رشته های مختلف تربیت بدنی از جمله مدیریت ورزشی، به منظور تخصصی شدن ابن رشته ها صورت گرفته است. اما به نظر می رسد نوع گرایشهای تعیین شده و نیز محتوای آموزشی و نیز موضوع لزوم انطباق تخصص اساتیدی که باید در بسیاری از این گرایشها تدریس می کردند، با محتوای آموزشی گرایشها نیاز به بررسی بیشتری داشت و به همین دلیل بسیاری از دانشگاه ها در تأمین نیازهای آموزشی و پژوهشی هر گرایش با مشکلاتی مواجه بودند.

خوب یادم هست که وقتی دانشگاه ها ملزم به پذیرش دانشجو در این گرایش ها شدند، روزی در جلسه ای حضور یافتم و یکی از همکاران دانشگاهی با دیدن فهرست دروس تعیین شده برای گرایشها، با تعجب گفت: «ما که این دروس را نخوانده ایم، چطور باید تدریس کنیم؟» و دیگری پرسید: «مدیریت عملکرد چیست؟» و یکی از همکاران در حالیکه چهره متفکری به خود گرفته بود گفت: «شاید برنامه ریزی عملیاتی است!!!».

به نظر شما در این چند ساله که گرایشها در دانشگاهها راه اندازی شده است، چند نفر از مدرسین دانشگاهی توانستند در این نوع دروس اشراف کامل یابند تا بتوانند دانشجویان را راهنمایی کنند؟ به هرحال، به قول یکی از اساتید مطرح رشته مدیریت ورزشی ، وقتی کاری را قرار است شروع کنی اول آن را راه بینداز بعد جا بینداز !!! ( تا مدتها این جمله در بین همکاران تحت عنوان J & R معروف بود) و این امر نیز مصداق همان J & R است یعنی به هرحال گرایش بندی شد و کم کم همه به آن عادت می کنند! اما واقعا عادت به گرایشهایی که اصولا از هم قابل تفکیک نیستند و در عمل همپوشانی عمیقی با یکدیگر دارند به چه معناست؟ و آیا اصولا فلسفه جداسازی اسمی گرایشها بدون توجه به اینکه اکثر این گرایشها دارای زمینه مشترکی هستند، واقعا به معنای نفکیک موضوعی یا به اصطلاح تخصصی شدن است؟ آیا می توان مدیریت استراتژیک را از سایر گرایشها جدا کرد؟ و آیا می توان مدیریت رویداد را جدای از مدیریت اماکن بررسی کرد؟

بسیاری از گرایشها با فقدان منابع آموزشی مواجه بود و در برخی از دانشگاه ها اساتید متخصص برای تدریس برخی از دروس وجود نداشت و با این وجود، برخی از دانشگاهها اقدام به قبول و راه اندازی چند گرایش بطور همزمان نمودند و این درحالی بود که تعداد دانشجو نسبت به تعداد اساتید نیز کافی نبود و مشکلات عدیده ای را برای دانشگاه ها به وجود آورد و در برخی دانشگاهها برای رفع این مشکل اقدام به استخدام اعضای علمی جدید گردید.

از طرفی تحدید موضوعی هر گرایش موجب شده بود که تعیین عنوان پایان نامه ها و رساله ها با مشکل همراه گردد؛ بطور مثال، در گرایش مدیریت راهبردی( استراتژیک) دانشجویان ملزم بودند موضوعات پایان نامه یا رساله خود را طوری تعیین کنند که حتما در چارچوب موضوعات گرایش مورد نظر قرار گیرد( به نظر من تا کنون دانشجویان هیچ کشوری به اندازه دانشجویان ایران برنامه استراتژیک برای سازمانهای ورزشی ننوشته اند! و حتما شما هم مثل من معتقدید نوشتن برنامه استراتژیک برای هر سازمانی باید توسط حوزه مدیریت سازمان مربوطه انجام شود و نمی دانم نقش دانشجویان دانشگاه های ما در تدوین این نوع برنامه ها چه بوده است و آیا تا چه حد سازمانها از دستاوردهای باارزش این برنامه ها!!! (که متاسفانه از طرف برخی از همکاران، این نوع پایان نامه ها با سهل انگاری به عنوان « تمرین دوره دانشجویی» نامیده می شد)، استفاده کرده اند.

پس معتقدم گرایش بندی رشته های علوم ورزشی بدون تأمل و تعمق کافی و با عجله اتفاق افتاد و ای کاش در زمان تفکیک گرایشهای علوم ورزشی به جوانب موضوع و اثرات هر گرایش در رشد علمی دانشجویان و توسعه کشور توجه می شد. و به این دلیل بازنگری مجدد و عمیق در این برنامه ضروری به نظر می رسید.

تشکیل کمیته های بازنگری گرایشهای علوم ورزشی

در سالهای اخیر سیاست وزارت علوم در جهت بازنگری رشته ها متمرکز گردید و نتیجه آن این شد که اختیاراتی به دانشگاهها برای بازنگری دروس و ایجاد رشته داده شد و از طرفی در برخی حوزه های علوم بحث تجمیع گرایشها مطرح گردید. در رشته های علوم ورزشی نیز مقرر گردید تا کمیته هایی در هر رشته تشکیل و به بررسی موضوعی و محتوایی گرایشها پرداخته شود که اینجانب نیز برای همکاری در کمیته مرتبط با رشته مدیریت ورزشی در کنار اساتیدی از دانشگاه های مختلف دعوت شدم و مباحثات و بررسیها شروع شد.

این کمیته کار خود را با بررسی وضعیت رشته مدیریت ورزش در دانشگاه های مختلف جهان آغاز کرد تا اولا نسبت به همسان سازی دروس گرایشهای مختلف مدیریت ورزشی با دانشگاه های معتبر جهان اقدام شود و ازطرفی با توجه به نیازهای کشور اقدام به انتخاب دروس و بازنگری سرفصلها شود.

از طرفی تعیین گرایشهای مدیریت ورزشی بر حسب تقسیمات موضوعی این رشته در دانشگاه های مختلف جهان انجام شد( البته از آنجا که الگوی تقسیمات درون رشته ای در دانشگاه های مختلف جهان بسیار متنوع و متفاوت بود، امکان دستیابی به یک الگوی جهان شمول وجود نداشت). در نهایت، نتیجه بیش از یک سال مطالعه به این امر ختم شد که، علاوه بر 6 گرایش موجود( یعنی گرایشهایی که پیشتر در این نوشتار معرفی شد و در حال حاضر در دانشگاه ها فعالند) یک گرایش گردشگری ورزشی و یک گرایش آزاد به گرایشها اضافه شد. مسلما گرایش گردشگری ورزشی به عنوان رکنی از رشته مدیریت ورزشی در برنامه ریزی قبلی مورد اغماض قرار گرفته بود و از آنجا که این گرایش به عنوان یکی از تخصص های جدی در علوم ورزشی در سطح جهان مورد توجه است و از طرفی به دلیل نیاز کشور به توسعه صنعت گردشگری، خصوصا در حوزه ورزش، ایجاد این گرایش ضرورت داشت. اما سوال این بود که آیا این 7 گرایش ایجاد شده می توانست پاسخگوی توسعه تخصصی رشته مدیریت ورزشی باشد؟ مسلما خیر و اینطور بود که گرایش آزاد با این هدف که اگر دانشگاهی تمایل به ایجاد گرایش تخصصی دیگری بر حسب منابع تخصصی و علمی خود داشت بتواند از این فضا بهره مند شود، به گرایشها اضافه شد.

در خصوص دروس تخصصی و انتخابی نیر در سطح دکتری و ارشد تعدادی از دروس به عنوان دروس تخصصی تعیین شد و فرض بر این بود که هر فارغ التحصیل رشته مدیریت ورزشی می بایست این دروس را گذرانده باشد تا بتواند خود را دانش آموخته مدیریت ورزشی بنامد و در مرحله بعد دروس انتخابی برای هر گرایش تعیین گردید که دانشجویان می توانستند با توجه به علایق خود و البته با توجه به مقررات آموزشی اقدام به تعیین دروس انتخابی خود نموده و خود را به عنوان فارغ التحصیل رشته مدیریت ورزشی در گرایش خاصی و حتی در زمینه مطالعات ویژه تری در گرایش مربوطه معرفی کند.

همانطور که قبلا ذکر شد، دروس هر گرایش و سرفصلهای مربوط به آن بازنگری شد و برای این امر کارگروه های ویژه ای تشکیل گردید و مقرر شد هر یک از مسئولین این کارگروه ها ( که در واقع از اعضای کمیته اصلی بودند) برای تعیین سرفصلها از اساتیدی که سابقه آموزش و پژوهش در هر یک از دروس داشتند، کمک گرفته شود و اینطور شد که سرفصلهای دروس، بازنگری و اصلاح شد.

پس، تا این زمان گرایشها از 6 مورد به 8 مورد تبدیل شد و برای انجام این امر اقدامات زیر صورت گرفت:

1. تشکیل جلسات در دانشگاه های مختلف با حضور اساتید دانشگاه میزبان

2. مکاتبه با اساتید و درخواست همکاری در تعیین و تدوین دروس هر گرایش و سرفصلهای آن که نظرات ارسالی در برنامه ریزی لحاظ شد.

3. برگزاری نشست عمومی در کنار همایش ملی که متاسفانه تعداد کمی از اساتید در آن حضور یافتند ولی علی رغم این امر، بحث های مفیدی در زمینه اصلاح و بازنگری صورت گرفت.

نهایتا برنامه بازنگری شده با گرایش های متعدد و با این فرض که افراد با توجه به علایق خود می توانند تخصص خود را انتخاب و در آن متبحر شوند، تهیه و آماده ارائه به وزارت علوم گردید.

اما متاسفانه اینجانب به دلایل شخصی امکان ادامه فرآیند پیگیری موضوع را نیافتم و از ادامه فعالیت بازماندم و شنیدم که قرار است گرایشها تجمیع شود و اینطور گفته شد که علت آن تأکید مسئولین وزارت علوم بر تجمیع بوده است.

و اما نظر شخصی من

نظر شخصی من در خصوص تفکیک یا تجمیع گرایشها این است که امروزه نگاه تخصصی به علوم یک الزام جدی و غیرقابل انکار است و هر برنامه ای که موجب تخصصی شدن علوم شود، لازم و ضروری است. در خصوص رشته مدیریت ورزشی بطور اخص معتقدم لزوم وجود برخی از گرایشهای موجود، سوال برانگیز است و به نظرم نیاز به تغییر عنوان و محتوای برخی گرایشها با توجه به نیاز کشور و صد البته مطابقت با الگوی برتر جهاتی است. ما نمی توانیم در حالیکه جهان در حال رشد و شکوفایی علمی است، مانند جزیره عمل کنیم و فقط در مرزهای کشورمان برای رشته امان برنامه ریزی کنیم. بنده معتقدم وجود شش، هفت، یا هشت گرایش نه تنها کافی نیست،بلکه به معنی کفایت امر در تخصصی شدن رشته مدیریت ورزش هم نیست و باید فضایی فراهم شود که امکان ورود به عرصه سایر تخصصها نیز فراهم شود. و البته تأکید می کنم که لازم است اسباب آن فراهم شود وگرنه گرایش بندی فقط در حد تعیین چند عنوان بیش نخواهد بود و به قول یکی از دوستان این کار فقط به منزله برنامه ریزی روی کاغذ خواهد بود و در عمل هیچ اثری نخواهد داشت. در برنامه ریزی نهایی که در کمیته صورت گرفت، معتقدم هنوز نیاز به تغییراتی در نوع گرایش ها بود و البته معتقدم توجه به گرایش آزاد برای ورود به سایر تخصص ها در حوزه مدیریت ورزشی یک الزام بود. هرچند باز معتقدم هنوز در برخی تخصص ها نیاز به صبر و تأمل بیشتری است تا زمینه تخصصی لازم و منابع انسانی و مطالعاتی کافی برای آن فراهم شود.

علاوه بر موارد فوق، معتقدم فقط تعیین و معرفی تخصص یا گرایش، رافع مشکلات رشته مدیریت ورزشی نیست. اگر قرار است این گرایشها در دانشگاه ها راه اندازی شود و منجر به پرورش متخصصان واقعی و نه دارندگان مدرک دانشگاهی! شود، به نظر من نیاز است تا اقدامات زیر انجام شود:

1. اطمینان از حضور متخصصان مورد نیاز گرایش انتخاب شده

2. اطمینان از وجود منابع آموزشی مناسب و کیفی برای هر گرایش

3. محدود نمودن دانشگاه ها در پذیرش گرایشها و تأکید بر تخصص اساتید موجود در دانشگاه برای انتخاب گرایش

4. توجه به نیاز جامعه و بازار کار در راه اندازی هر گرایش در دانشگاه ها

5. برقراری ارتباط بین دانشگاه و صنعت در هر یک از گرایشها

6. الزام در جهت دهی تحقیقات دانشجویی ( پایان نامه ها، رساله ها و مقالات جنبی) در جهت تخصص مربوطه

7. بازنگری دقیق بر عدم همپوشانی محتوایی در گرایشها

8. و البته وجود دانشجویان متقاضی ورود به گرایش مورد نظر

عدم توجه به هریک از موارد فوق، مانعی در جهت تخصصی شدن و بهره برداری از توانمندی متخصصان و دانش آموختگان دانشگاه در گرایشهای مربوطه خواهد بود.

در پایان آرزومندم که اساتید و متخصصان در انجام این امر مهم در کنار یکدیگر قرار گیرند و نظرات شخصی و سلایق فردی خود را با تعامل علمی و با هدف رشد و توسعه کشور جایگزین کنند تا با لطف خداوند و در سایه همکاری به نتایج مطلوبی برسیم.

ارادتمند: سارا کشکر