دکتر سارا کشکر

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

جالب و خواندنی

آدم حسابی از دیدگاه دکتر علی شریعتی

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

آدمحسابی از دیدگاه دکتر علی شریعتی

در ادامه و تکمیل پست قبلی این متن از دکتر علی شریعتی را که از وبلاگ آقای دکتر تقی دژآکام برداشته ام ارائه می کنم. امیدوارم مفید باشد و مطمئنا بسیار با ارزش.

...چه می دانم ؟ این کارها شوخی نیست ؟ یعنی می توان باور کرد که خداوند بزرگ این جور چیزها را می سازد؟ این اِسنادها ، اهانت به حضرت خداوندی است نه حرفهای من . انتساب اینها به خداوند کفر است و بدتر از کفر ؛ دشنام است ...

خواهید گفت :" نه ، مصلحت خداوند اقتضا می فرماید که آدم شر و خونریز و بد و گناهکار هم بیافریند و در این حکمتی است "! من از آدمهای بد و گناهکار و آدمکش صحبت نمی کنم ؛ از آدمهای عوضی و بیخودی و بدلی و ناشیانه و بی معنی و کشکی و "بی..همه چیز"و "هیچ و پوچ" و بی مصرف و بی خاصیت حرف می زنم که شایستگی بد بودن و عرضه گناه کردن هم ندارند! مردی که برای لقمه ای نان و پاره ای استخوان دم می جنباند و پوزه بر کفش ارباب می مالد و تحصیل کرده متشخصی که برای احتمال انزال رتبه ای و جلب عنایت بالاتری به جان کسی دعا می کند ...

... آدمهایی که جرئت ندارند از پیش خود ، بدون اجازه بالاترها ، حرفی را گوش دهند ، آدمی را بفهمند ، از پیش خود بخندند ، مخالفت کنند ، موافق باشند و ... انتخاب کنند ، نه چیزی را ، نه ، حتی خود را ، حالت خود را . همیشه دیگری است که چگونگیشان را می سازد.

آدمهایی که دهانه آب انبار خالی و مخروبه اند که هر صدایی را که دم گوششان ول می کنند عینا اما با طنین بیشتری از دهن پس می دهند و با لحن کشدار و پر افتخاری که انگار صدای خود اوست . آدمهایی که با یک خروار سابقه ، پرونده کارگزینی و مدارک علمی و تشویق نامه های مسلسل که از طرف مقامات بالا به طرف پایین صادر شده است مثل یک چغوک ، با یک دانه توت ، نیششان را تا بنا گوش می گشایند و با یک موچست ، روی شانه ای می پرند و از جیر جیر شادی و شعفشان گوش آدم را کر می کنند و از التهاب شوق و خوشبختی ، روی پایشان تاب نمی آورند...

... خانواده های واکس زده ای که زبان خود را یکهو و بی خودی فراموش کردن و از تاریخ و فرهنگ خود چیزی ندانستن و حتی اسامی خاص و اصطلاحات رایج را تلفظ نتوانستن و شب ژانویه کاج خریدن و شب نشینی درست کردن ، دیگر آسیایی نیستند و وارث فرهنگ و تاریخ و تربیت اروپا شده اند!

... و واعظی که تا "اما بعد " بیشتر نخوانده است ، روزنامه های خبری و اخبار مجله ها و احتمالا کتابهای فیزیک و شیمی و علوم طبیعی دبیرستانها را تورقی کرده و از مد نظر مستطاب مبارکش گذرانده و حتی در ریاضیات جدیده بر "چهار عمل اصلی" تسلط جامع و کامل به دست آورده ... و نام فارسی کتابش را به دو خط فارسی و لاتین در پشت و پهلوی جلدش کتابت می کند ... و حتی پرتاب آپولو ۱۲ را پس از پرتاب ، از آیه "اذا فتحت السماء" (که قیامت را شرح می دهد!) به "نیکسون خردمند" خبر می دهند.

آدمهای زبون و ذلیل و خپله ای که در پس مذهب و تقدس مذهبی پنهان می شوند و روشنفکران زهوار در رفته ای که از ترس آجان به نیهیلیسم پناه می برند یا برای رفع بی آبرویی پیش رفقا ، پشت ناسیونالیسم یا دیگر ایسمهای آبرومند بی ضرر غایب می شوند و از پس دیوار ایران باستان لاس می زنند و هنرمندانی که از سنگر چپ گرایی پیشتازانه مترقی ، درست "سر موقع" نیش قلم را بر "آسمان" می کوبند و چه سمفونی پر معنایی از هماهنگی ق‍ژ قژ سر قلم آسمانکوب این پیشتازان نو و درق درق ته قنداق تفنگ زمینکوب آن پستازان کهن در میان زمین و آسمان این کویر ساکت طنین انداز است ...

مفصل است . همین قدر که نمونه ای داده باشم از انواع و اقسام لا تعُد و لا تُحصای این گونه "آدمهای هیچ گونه " و "چُس فیل های ناطق" که آبروی اولاد قابیل را هم برده اند!

... برای آدمهای "چهار پایی" ، کفر و دین ، دنیا و آخرت ، ماتریالیسم و ایده آلیسم ، سوسیالیسم و بورژوازی ، مارکس و محمد"ص"، خدا پرستی و رئیس پرستی ، رستم و علی "ع"، انترناسیونال دوم و رایش سوم و امام ششم یکی است .

بهشت این مومنین "چهار پایه" را ببین ! تهوع آور است ! دنیایی است دنیای "بیعاری" ، "عیاشی" و "مصرف". انبار "طعام" و "جماع" و دیگر هیچ!

جویبارهای بهشتی شان چیست ؟ شیر و عسل! همدم همدلشان کیست؟ حور و غلمان! زنهای عظیم الکپل دمبه دار خوش کله پاچه . فاصله میان دو پله نشیمنگاهشان به اندازه فاصله میان مشرق تا مغرب ! ... طول مدت هر جماعی ، هفتصد و هفتاد و هفت هزار سال و هفت ماه و هفت روز و هفت ساعت و هفت دقیقه و هفت ثانیه ! آن هم نه از این سالهای این دنیا ، از سالهای قیامت که هر روزش هفتصد و هفتاد و هفت هزار سال و ...!! چه اشتهای کثیف و متعفنی !

به اینها می خندید؟ چرا ؟ یعنی اینها ایده آلهاشان پست و زشت است ؟ چرا ؟ مگر رئالیسم ، ماتریالیسم ، ناتورالیسم ، اصالت اقتصاد ، فلسفه اصالت زندگی ، لیبرالیسم ، کاپیتالیسم ، سوسیالیسم ، کلکتیویسم و بورژوازی ....( هنوز هم بگویم ؟ باعث خجالت !) ایده آلشان چیست ؟ مگر این بهشتیان روشنفکران واقعیت گرای بیگانه با ایده آلیسم و دشمن ذهنیت و روح و معنویت های ماورای مادی و طبیعی نیستند ؟ اگر بهشتشان به گونه ای دیگر می بود متهم به اتوپیا و تخیل و عرفان بازی و افسانه سازیهای موهوم و "غیر واقعی" می شدند و اکنون که صد در صد رئالیستند و آن هم چه رئالیسم غلیظ سنگین بی غل و غشی !

غالبا یک غفلت ذهنی ساده ای موجب شده است که در قضاوت دچار چنین اشتباهی شوندکه خیال کنند این دو دسته - "مقدس های روشن دل" و " ملوث های روشنفکر " - با هم تناقض جوهری و ذاتی دارند. اختلاف اینان در اختلاف مکان و زمان تحقق آرزوهاشان است و نیز در طریقه رسیدن بدان ، نه در اختلاف نوع و جنس آرزوهاشان. هر دو نیازمند یک چیزند و در آرزو و جست و جوی یک چیز ، یکی از طریق دین و دیگری از طریق دنیا ؛ آن در آن سوی مرگ و این در این سوی مرگ . از این است که هیچ گاه یک روشنفکر دنیا گرا به یک روشندل آخرت گرا اعتراض نمی کند که آنچه می جویی زشت است ، پلید است ، بلکه انتقاد می کند که : نه ، دروغ است ، موهوم است ، غیر ممکن است !...

هر دو شان سر و ته یک کرباسند و فقط رنگشان فرق می کند و گل و بوته ها و نقش و نگارهای طرحشان ، وگرنه شاخه یک درختند ... همه یک دستگاهند : دستگاه مصرف کننده ، نه ، تبدیل کننده ؛ تبدیل کننده غذاهای پاکیزه و میوه های پر شهد لطیف و سبزیهای رنگین و معطر به کود حیوانی ، آبهای زلال و خوشگوار به زهراب .

البته تولیدهای معنوی هم دارند: زرنگی های موشی و حقه های مارمولکی و پوزپوزهای سگی و کینه های شتری و تلون های بوقلمونی و حیله های شغالی و آرامشهای خری و نجابتهای گاوی و حسدهای خروسی و حرصهای مورچه ای و هوسهای خوکی و باد و بروتهای پلنگی و اطاعتهای گوسفندی و جست و خیزهای خرگوشی و ... طویله ای است ، باغ وحشی ! این است معنی "عالم صغیر" در این جور آدمکهای قابیلی !

و این است که مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری - اعلی الله مقامه - که از ذریه هابیل بود ، می گفت : بار الها ! این همه زمین و آسمانهای بی در و پیکر  ساکت و بی درک چه سود ؟ این همه آدمهای جور وا جور و همه یک جور و ناجور بیخودی چه فایده ؟ که برای هدایتشان و آدم شدنشان صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بفرستی و همه را شکنجه کنند و بکشند و به حرف هیچ کدامشان هم گوش ندهند و هفتاد فرستاده عزیز و گرامی ات را به فاصله صبح کاذب تا صبح صادق به قتل رسانند و بعد هم بروند پشت پاچال دکانشان راحت بنشینند و مشغول کثافتکاریشان ؟ باز قیامت و ترازو و بهشت و جهنم و آن همه گرفتاریها . آخر فایده این همه زمین و آسمانهای گله گشاد و این همه آدمهای گله گشادتر چیست ؟ یک زمین و آسمان مختصر ، چهار تا آدم حسابی !

برگرفته از دکتر علی شریعتی و هبوط و روشنفکران و مقدس ها

منبع: وبلاگ دکتر تقی دژاکام

 

http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/113/


نظرات   

 
0 #1 Guest ۱۳۹۴-۰۸-۰۸ ۱۱:۴۲
با سلام من با بخشی از حرف های دکتر شریعتی موافقم وبا بخش دیگرش مخالفم.در کل نظر من این است که هر فرد بهتر است در حوزه ای که اطلاعات کاملی دارد صحبت کند.مثلا همان طور که یک روحانی نمی تواند در مورد پزشکی ،که اطلاعات زیادی ندارد اظهار نظر کند،همان طور هم یک جامعه شناس نمی تواند در مورد دین نظر دهد.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی