مداد هر رئیسی بهتر است پاک کن داشته باشد، ما همه اشتباه می کنیم!

مداد هر رئیسی بهتر است پاک کن داشته باشد، ما همه اشتباه می کنیم!

امروز وقتی در حال برگشت به منزل بودم، روی یکی از تابلوهای نصب شده در خیابان جمله ای دیدم که به نظرم خیلی جالب و پرمفهوم بود و این جمله تا مدتی ذهن مرا به خود مشغول داشت: «  مداد هر رئیسی بهتر است پاک کن داشته باشد، ما همه اشتباه می کنیم». بله مدادی که پاک کن دارد امکان پاک کردن اشتباهات را به هر فردی می دهد و به این ترتیب امکان نوشتن جمله درست فراهم می شود. مدیرانی که بتوانند اشتباه خود را در سازمانشان تشخیص دهند و فرصت اصلاح آن را داشته باشند، مسلما می توانند در مسیر مدیریت موفق در سازمان خود گام بردارند.

هيچ كس تا به حال نگفته كه مديريت كار ساده اي است . اگر اين طور بود هر كسي مي توانست اين كـار را انجام دهد. مديران نه تنها بايد تصميم هاي سـختي درباره امور سازمان وکارکنان آن بگيرند . بلكه گاه این تصمیمات نظـم و زندگی شخصـي و گـاهي اوقـات خانواده آنها را تحت تأثير قرار می دهد. به همین دلیل اصلا دور از ذهن نیست که هر مدیری در شرایط دشوار تصمیم اشتباهی بگیرد.

در کتاب ۱۳ اشتباه مهلک مدیران، استیون براون به موقعیتهایی اشاره می کند که معمولا مدیران در آن دچار اشتباه می شوند. در زیر فقط به چند نمونه آن که برای خودم بسیار جالب بوده اشاره می کنم:

  1. دوست به جاي رييس:این نوع طرز فکر مدیران که سعی دارند خود را دوست کارکنانشان بدانند، آنها را در شرایط سختی قرار می دهد که مانع تصمیم گیری درست می شود. چون هیچ مدیری نمی تواند بر گروه دوستان خود که قرار است کارکنان سازمان تحت نظر او باشند، مدیریت مناسبی اعمال کند.
  2. عدم توانایی در توانمندسازی کارکنان: یکی از وظایف مهم مدیران، توانمند سازی کارکنان تحت نظر آنهاست. مدیران باید تلاش کنند تا اولا با ایجاد انگیزه و ثانیا با تقویت تواناییهای کارکنان موجب رشد آنها شوند. اما متأسفانه در بسیاری از سازمانها مدیران برای این امر اهمیتی قائل نیستند و تمام امور سازمان در زمان غیبت آنها، متوقف شده و یا با مشکلات بزرگ همراه می شود.

موفقیت يك مدير، كاري كه او مي تواند به تنهايي انجام دهد نيست ، بلكه كاري است كـه كاركنـانش بدون حضور او مي توانند انجام دهند.

  1. عدم موفقيت در آموزش به كاركنان:بسیاری از مدیران فکر می کنند که کارکنان آنها خودشان باید فکر کنند که چه کاری را چگونه انجام دهند و نیازی به آموزش آنها نیست. این درست همان چیزی است کارکنان جدید را شدیدا با اضطراب مواجه می سازد. وقتي فرد جديدي را به كاركنان خود اضافه مي كنيـد، از او انتظـار فكـر كـردن نداشته باشيد بلكه او را براي كاري كه بايد انجام دهد استخدام كنيد . بعد از اينكه مطمئن شديم كارمند مي داند كه وظيفه اش چيست و چه فعاليت هايي را بايد انجام دهد تا كار را با موفقيت به پايان ببرد، سپس براي رسيدن به سطح عملكـرد مطلـوب بـه آموزش او اقدام کنید.
  1. ناديده گرفتن بي كفايتي كارمندان:مـديران موفـق بي كفايتي كارمندان را ناديده نمي گيرند. برخورد مثبت نيازمند اين است كه مدير به سرعت قبل از بيشتر شدن مشكل، واكـنش نشـان دهـد .وقتي براي اولين بار خطايي را در كارمند ديديد ، كه ممكن است در آينده به يك مشكل جدي تبديل شود ، به سرعت آن را در ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد منظور نماييد و خيلي فوري برای رفع آن تلاش کنید.
  2. هیچوقت جنسیت کارکنان را  علت کافی برای تشویق و ارتقای شغلی آنها ندانید. شایسته سالاری مهمترین رکن در ارائه امتیاز به کارکنان است. تجربه من نشان می دهد در جامعه ما نگرش مرد سالارانه در سازمانها کارکنان زن را به شدت با مشکل مواجه ساخته است و توانمندیهای آنها به بهانه زن بودن آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد.